محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
326
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مرده گويند و گويند حيوان دريايى است بدان سبب كه چون دست بر وى نهى خود را دركشد ، وقتى كه بميرد آب وى را بر كنار اندازد و گويند نباتى دريايى است و اين محقق است باقى خلاف است و بهترين وى آن است كه تازه بود و طبيعت وى گرم است در اول و خشك در دويم . و منفعت وى آن است كه چون بسوزانند و خاكستر وى در زخمى كه در ساعت زده باشند خشك بند كنند نافع بود و اگر بياشامند خون رفتن بازدارد و مجفف اورام بلغمى و ريشهها بود و اگر خاكستر وى بشويند جهت درد چشم سودمند بود و جلاى تمام دهد . و شيخ الرئيس گويد : چون با زفت بسوزانند قطع نفث الدم كند و تازهء وى مضر بود به احشاء و مصلح وى رب غوره بود با ريباس و از خواص اسفنج يكى آنست كه اگر شراب با آب ممزوج بود وى را چون در آن اندازند آبها جمله برگيرد و اگر خواهند كه همچنان مستعمل كنند به مقراض پاره كنند كه به هاون بتوان كوفت و سبك و متخلخل باشد و به خانهء زنبور ماند . به لغت عرب هرشفه گويند و پارسى نشكرد گازران . آن را در آب مىنهند و آب برمى گيرد و به جامه مىمالند . ( اختيارات بديعى ) . اسفنج ، به فتح همزه و فاء و سكون سين مهمله و نون ، ابر مرده باشد يعنى دارويى كه چون در آب اندازند همه آب را بخورد و برچيند و ابر نيز گويند . كذا فى مؤيد الفضلاء . ( سرورى ) . ماده اى است حيوانى كه در آبهاى دريا به عمل مىآيد و مركب از الياف و رشتههايى است كه به طور عجيب به هم بافته شده ، آن را مسامات و خلل و فرج بسيار است كه اشياء مايعه را جذب مىكند لهذا امكان دارد كه در عوض پياله و ظرفى براى شرب استعمال شود . اوميروس ( هومر ) كه در حدود 850 ق . م . بود مىنويسد : « يونانيان اسفنج را براى شستن بدن و هم براى شستن ميزها بعد از انقضاى طعام استعمال مىكردند . » ( قاموس كتاب مقدس ) . بيرونى گويد : « إن الصدف و الاسفنج يشبه المعادن بارواحها و النبات باجسادها . » « 1 » اسفنج ، و قد تحذف الهمزة و هو سحاب البحر و غمامه و يسمى الزبد الطرى و هو رطوبات تنتسج فى جوانب البحر متخلخلة كثيرة الثقوب يبيضه الشمس و القمر اذا بل و وضع فيهما مراراً و قد يتحرك بماء فيه لا روح ( ؟ ) و الذكر منه صلب و هو حارّ فى الثانية يابس فى اول الثالثة يحبس الدم و لو بلا حرق و يدمل بالشراب و محروقه اقوا و قطعة منه اذا ربطت بخيط و ابتلعت و فى اليد طرف الخيط و اخرجت اخرجت ما ينشب فى الحلق من نحو العلق و الشوك و يقتل الفار اذا قرض صغاراً و دهن بزيت و ينفع من الابردة بالعسل و الشراب طلاء
--> ( 1 ) . الجماهر بيرونى ، ص 191 .